امیـــــــــد (وجد سابق)
  
 برخیز برادر! اینک زمان وجد است...
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387
پارادوکس

دیگر امیدی به آینده ندارم. امید اجتماعی و انتظار روز های روشن برای جامعه و ملت و مملکت را کاملاْ از دست داده ام.

در عین حال از زندگی لذت می برم و همه چیز فعلاْ به نظرم خوب است. بخش شخصی زندگی کاملاْ خوب است.

این هم یک پارادوکس با مزه ی زندگی در این فضا و مملکت است.


 
شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387
رهایی

خود را رها کن...

خود را پیدا کن...


 
جمعه 20 اردیبهشت ماه سال 1387
عشق
اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی.اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می ریخت, می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟ اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم, چرا که من دلباخته یک دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم... ادامه مطلب ...

 
دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387
شرح حال
از طنز و شوخی که دیگر کاری بر نمی آید.
جالب تر اینکه از صراحت هم کاری بر نمی آید.

با این وضعیت چه خاکی باید بر سر کرد نمی دانم!

--------------------

بازی زندگی کماکان ادامه دارد! تو می گویی باران و خورشید بر سرت خراب می شود. تو می گویی عشق و نفرت گریبانت را می گیرد. تو می گویی بازی و حماقت گریبانت را می گیرد.
خلاصه بد وضعی است.

 
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
روز معلم

برای یکی از معلمان قدیمی به اتفاق چند تن از رفق هدیه ای بردیم و در کنارش نوشته ای نیز بردیم. آن متن را من نوشتم:

«

به نام خدا

محضر دوست و استاد گرانقدر آقای ... عزیز

مهربانی ها و لطف های بی کران شما آن چنان بر وجود یکایک ما اثر کرده است که محبت و ارادت ما بر آستان شما را دیگر حسابی و آغاز و پایانی نیست و این محبت هر روز، هر لحظه و هر دمی آن چنان در قلب های ما جاری است که پنهان نمی توانیم داریمش. و چگونه می توان آن مهربانی ها را جبران کرد حال آنکه جبران ناشدنی است و سرهای ما از خجلت ناتوانی در سپاسگذاری به پیش افکنده؟

باری برخی ایام و روزها بهانه ای به دست می دهد تا شمه ای از احساسات درون را تقدیم حضرتش کنیم، هرچند که خود می دانیم که پای ملخی نزد خان سلیمانی بردن است و نه لایق محضرش، بل فقط نشان دهنده ارادت ما.

شاگردان همیشگی شما

اردی بهشت 87

 »

 


 
جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
ساده لوح

روزگار کماکان با سرعتی وصف ناپذیر در گذر است و هیچ برای ما نمی ماند جز خاطراتی که گاه همراه شیرینی و گاه حسرت است

انگار زندگی معجونی از حسرت ها و امیدهاست

و برای من حسرت هایش همیشه بیش از امیدها بوده

چه می شود کرد؟ هیچ

پس بگذار که بگذریم. بگذار گذشته بگذرد و آینده بیاید

اکنون که به پشت سر و پیش رو نگاه می کنم بسیار دلتنگ می شوم

از پشت سری که آن چنان رفت که هیچ نمانده، و پیش رویی که امیدی به آن نیست

اما راستش را بخواهی فهمیده ام که در زندگی، گاهی بهتر است که آدم کمی ساده لوح باشد. واقع بینی زیاد آدم را می میراند. کمی ساده لوحی، خوش باوری و حماقت نسبت به زندگی خوب است. رندگی را کمی قابل تحمل تر می کند

پس بیا کمی ساده لوح تر باشیم. زیاد خودمان، آدم های دیگر، محیط و همه چیز را جدی نگیریم

 
پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1387
۷ آرزوی محال

من از طرف یکی از دوستان خوبم که اتفاقا خانم دکتر است به بازی هفت آرزوی محال دعوت شدم.

۱. دوست داشتم من خدا بودم.

۲. دوست داشتم حالا که خدا نیستم پیامبر باشم.

۳. دوست داشتم حالا که پیامبر نیستم یه قدیس باشم.

۳. دوست داشتم که حالا که قدیس هم نیستم امپراطور (مثلاْ ژاپن) بودم.

۴. دوست داشتم حالا که امپراطور هم نیستم ولی امر یه عالمه آدم باشم.

۵. دوست داشتم حالا که ولی امر حتی یه آدم هم نیستم لااقل معشوق یه آدم باشم.

۶. دوست داشتم حالا که معشوق هیچ کسی نیستم حداقل انسان آزاده ای باشم.

۷. دوست داشتم حالا که یه انسان آزاده هم نیستم رییس و روسا فکر نکنند که احمقم.


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 11313


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها