X
تبلیغات
رایتل
امیـــــــــد (وجد سابق)
  
 برخیز برادر! اینک زمان وجد است...
 
آرشیو
 
شنبه 8 دی‌ماه سال 1386
به مناسبت روز غدیرخم
در باب مساله امامت، هرگاه خواستیم صحبت کنیم ناخودآگاه ما را به بحث شیعه و سنی و دعوای پایان ناپذیر آن کشاندند و اتهام بستند به هواداری کسی.
مقدمتاً اینکه اما اینجا فقط به عنوان کسی که مسلمان شده و اسلام را با کمترین حشو زوائد و اضافات شناخته پیش آمده ایم و می رسیم به گروهی که ادعایی دارند. این گروه مدعی اند که پی از حضرت رسول، تعداد خاصی انسان مشخص از طرف خداوند منصوب شده اند به مقام امامت که معصومند و جانشین پیامبر و حق حکومت و سرپرستی و ولایت و جان و مال مسلمانان را دارند.

و اکنون چند سئوال:
1. لزوم وجود چنین مقامی (امام) پس از حضرت رسول چیست؟ اگر نیاز بوده به انسان هایی در حد پیامبران برای شرح دین (ترویج و تبلیغ)، پس چرا مساله خاتمیت نبوت مطرح شده است؟

2. آیا امامت پس از خاتمیت نقض غرض نیست؟ (یعنی: خداوند انسان ها را –به هر حال- در حدی دانسته و پذیرفته که دیگر رسول و نبی ای برایش نفرستد، اما باز هم آن را در حدی نمی داند که خودش کاری کند و امام می فرستد؟ چه بسا خاتمیت مطرح نمی شد و داستان ادامه پیدا می کرد)

3. اشاره یا تصریحی به مقام یا جایگاه امام و منصوبان از طرف خداوند بعد از خاتمیت در قرآن نشده است؛ مهم نبوده که اشاره نشده یا دلیل دیگر داشته؟

4. همانطور که در مقدمه آمد، مقام شامخ و ارجمند و والا و متقی و همچنین نسبت خانوادگی به حضرت رسول و شایستگی در مقامات عالی علمی و حتی حکومتی و افضلیت (برتری) اخلاقی و علمی و فردی ؛ چه ربطی به مقام امامت (یعنی نصب از طرف خداوند) دارد؟ آیا نمی شود همانگونه که حضرت رسول خانواده اش را بسیار دوست می داشت و محبت به آنها در قرآن هم آمده جزء وظایف مسلمان ها باشد، و ایشان شارح و یاوران جامعه باشند؛ همانگونه که بودند؛ و جایگاه نصب از طرف خداوند نداشته باشند؟

5. و آخر اینکه اگر مقام امامت برای افرادی مشخص تصریح شده و نصب از طرف خداوند هستند، امامان علی، حسن و حسین (ع) در کدام صحبت هایشان به این مقام خود اشاره کرده اند و خود را امام امت مسلمان معرفی کرده اند؟ به نظر می آید که درباره هر ادعا، ابتدا خود فرد باید مدعی آن مقام باشد و برایش اقامه دلیل کند؛ همانگونه که حضرت رسول خود را نبی از طرف خداوند معرفی کردند و همیشه در پی این ادعا حرکت کردند، این سه امام بزرگوار در کدام صحبت یا سخنرانی خود به این مساله( مشخصاً مقام امامت و نصب از طرف خداوند) اشاره کرده اند؟ (موضوع این سئوال از اشارات ایشان به نسبت خانوادگی ایشان به حضرت رسول و شایستگی و افضلیت ایشان خارج است.) چرا هیچ صحبتی از امامت در صدر اسلام و پس از رحلت حضرت رسول -که فقط سه ماه با ماجرای غدیرخم فاصله زمانی داشت- نشده است؟

امیدوارم سئوال ها شفاف باشد. بیشتر پاسخ ها –البته شاید ناخودآگاه- به مساله افضلیت امام علی به خلفای سه گانه اولیه صدر اسلام مربوط می شود و بزرگواری ایشان و نه امامت وی.
مهمترین نکته ای که بیان می کنند این است که مگر می شود که حضرت رسول جامعه را بی سرپرست رها کند و جانشینی برای خود انتخاب نکند؟ و اینکه از عقل به دور است و حتماً نیازمند کسی بوده است و الخ. فکر می کنم این استدلال محکمترین چیزی است که واضعان تئوری امامت آن را مطرح کرده اند. اما اکنون که کمتر سلسله سلطنتی و پادشاهی ای باقی مانده، استحکام این استدلال هم کمی سست تر شده است. یعنی می توان گفت که: بله می شود حضرت رسول پس از سال ها انذار و تبشیر و بیان دستورات الهی و انتقال وحی به انسان ها تکلیف خود را کامل بداند و مساله ای چون اداره جامعه را به خود آنان بسپارد. این فرض هیچ اشکالی در رسالت حضرت رسول وارد نمی کند.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 121368


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها